خرید بک لینک
+در چه صورت کسی و بلاک میکنی؟ -هان؟ +میگم چی بشه کسی و بلاک میکنی؟ -آهان ، خب اگه مزاحمم بشه . زیاد مزاحم بشه +یعنی اگه ازش متنفر باشی؟ -آره خب ، اگه خوشم نیاد ازش +دیگه چی؟ -دیگهِ ... اگه خوشم بیاد ازش و خوشش نیاد ازم +هان؟ -یعنی منتظر باشم مزاحمم بشه و مزاحمم نشه +چی میگی؟ -یعنی تو کفش باشم ، تو کفم نباشه +خب چرا بلاکش میکنی؟ -چون آنلاین و به من پیام نمیده +عاقلانه است - میدونم

برچسب: فلسفه ی بلک متال, نویسنده: آرمان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 13:57

طبق معمول همیشه که با گذاشتن چهارپیمانه پلو خودش را از درست کردن غذا معاف می کند . این بار هم پلو های دم نکشیده اش روی گاز دیده میشد . از خودش خبری نبود و پدری دم گاز ایستاده بود . گفتم خورشتش کو؟ گفت ساعت 2است . خورشت از کجا بیاورم؟ در یخچال را باز کردم و لوبیاهای تازه سرخ شده ی مادری را پیدا کردم . به پدری گفتم بیا لوبیا پلو بپزیم . موافق نبود اما خب موافق شد . زیر پلو را خاموش کردیم تا آبش تمام نشود . درش را گذاشته بودیم و از درونش خبری نداشتیم . مواد لوبیا پلو که حاضر شد ، در قابلمه را برداشتم و با پلویی آماده ی دم کشیدن رو به رو شدم . کار از کار گذاشته بود و حت

برچسب: نویسنده: آرمان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 13:57

برچسب: نویسنده: آرمان سلیمانی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 13:57

دنیای ما برای شما، ما که نیستیم! کمطاقتیم، مثل شماها که نیستیم هر چند هیچ اهل شکایت نبودهایم اما همیشه اهل مدارا که نیستیم دنیا جهنم است خدا! بیخیال شو! ما را ببر دوباره به آن جا که نیستیم ما را ببر دوباره همان جا که بودهایم پاسوز جرم آدم و حوّا که نیستیم عاشق نبودهایم و نشان میدهندمان آیینهها همیشه کسی را که نیستیم عاشق نبودهایم و چه بهتر که عشق هم باشد برای اهل خودش، ما که نیستیم! "آقای سین" +با آقای سین خیلی وقت پیش در بلاگفا آشنا شدم . بلاگر فوق العاده ای هستند و بسیار خوب مینویسند . انگار قلم چفت ذهن و زبانشونِ . روان و رسا و شیرین . http://

برچسب: وزیر خارجه شما فوق العاده است, نویسنده: آرمان سلیمانی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 10:48

بعضی وقتا نمیدونم دیگه برای چی غصه بخورم .

امروز حالِ مادری خیلی بده . هیچی یادش نیست . همه چی و زود از یاد میبره . زودتر از اونچیزی که بشه فکرش رو کرد . الان درباره ی یه موضوعی حرف زده . ده دقیقه بعد هیچی یادش نمیاد .

سرم به شدت درد گرفته . چرا این طوری شده؟ چرا انقدر داره پیشرفت میکنه اخه ؟

غصه دارم

برچسب: خوب باش,خوب باشیم,خوب باش شادی امینی,خوب باشيم,خوب باش از شادی امینی,خوب باشی یا که بد,خوب باش حتی اگر,خوب باش ولی,خوب باش شعر,باشگاه خوب در غرب تهران, نویسنده: آرمان سلیمانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 14:57

وقتی خیلی بچه بودم دچار بیماری مالیخولیا شدم . یک دختر بچه ی رویا پرداز که همه ی آرزوهاشو در قالب داستان بیان میکرد .زندگیِ واقعیم با اون چیزی که دوستای دبستانم ازم میدونستن خیلی فرق داشت . انقدر که شبیه قصه ها بود . یه مدت که گذشت ، خوشبختیم تکراری شد . نه تکراری ، مسخره شد ، مضحک شد . حالم از خودم بهم خورد . از این همه دروغ از پنهان واقعیت . از خودی که اصلا شبیه خودم نبود . آنقدر از این وضعیت خسته شدم که بزرگترین تصمیم زندگیمو گرفتم . تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت دروغ نگم . حتی سر کوچیکترین چیزا . از وقتی دروغ گفتن رو ترک کردم. حتی یه دروغ هم نگفتم . حتی یه دروغ کو

برچسب: نویسنده: آرمان سلیمانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 14:57

گفته بودم اکثرا رشد آلزایمر کندِ و بعد از هفت هشت سال یهو تند میشه؟ گفته بودم وقتی رشدش سریع بشه ، تو چشم بهم زدنی فردِ مبتلا دیگه حرف نمیزنه؟ گفته بودم که حتی به لمس شدن منجر میشه؟ گفته بودم آلزایمر خیلی لعنتیِ؟ مثلا کافیه ی شوک به فرد وارد بشه . یه شوک مثل عوض شدن مکان زندگی ، یا تغییر لوازم خونه ، یا هر چیزی که فرد باهاش سر و کار داره . یه شوک مثل بیمار شدن یکی از اعضای خانواده ، شنیدن مرگِ آشنایان . یه شوک میتونه حتی خیلی کوچیک باشه . مثلا عوض شدن جای خواب . همین مسئله ی کوچیک آنقدر ذهنشون رو مختل میکنه که به کل محل زندگی رو تشخیص نمیدن . بیمار شدن خواهر

برچسب: نویسنده: آرمان سلیمانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 14:57

+خوابیدی بابا؟

-با اجازه تون

+کاری با من نداری؟

-نه

+شب بخیر دخترگلم

-


*تا دو دقیقه پیش به حدی از دست پدری دلخور بودم که حتی دلم نمیخواست ببینمش . اما الان الهی قربونِ کاری نداری گفتنات ❤

خوبه بلد باشیم دلبری کنیم :)

برچسب: نویسنده: آرمان سلیمانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 14:57

یکمی گیجم دلمُردم انگاری محکم از روبه رو خوردم تو کمی آروم من کمی داغون چه احساس بدی داریم هر دوتامون یکمی گیجم افسرده یکی که تنها تو حبس خودش مرده یکی که بارون رفته از یادش یکی که تا صبح نمیبره خوابش یکم گیجم تصویرا تاره سرم سنگین و سیگار دوباره یه کام تلخ و یه بغض غمگین یه جای خالی با صدای آهنگین میاری یادم که عاشقم با تو چقدهِ نازه آخ الهی چشماتو نگیری از من که میمیرم از غم اگه تو بری من داغون ترم از قبل یکم گیجم . . . . √دایان

برچسب: سرگیجه,سرگیجه هیچکاک,سرگیجه تیوال,سرگیجه وضعیتی,سرگیجه فیلم,سرگیجه در بارداری,سرگیجه و حالت تهوع ناگهانی,سرگیجه به انگلیسی,سرگیجه و سنگینی سر,سرگیجه هنگام دراز کشیدن, نویسنده: آرمان سلیمانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 14:57

آدما چقدر عجیب شدن ...

برچسب: com,io,io games,m,net,net framework,22 ammo,223 ammo,22 rifle,22 pistol, نویسنده: آرمان سلیمانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 14:57

جوابا اومد و ...

روانشناسی هیچ وقت رشته ی دلخواه من نبوده اما حتما قسمت نیست به آرزوهام برسم .

خدا نمیخواد و غیره ...

برچسب: متاسفم برای خودم,شعر متاسفم برای خودم, نویسنده: آرمان سلیمانی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 14:57

صفحه بندی